اين دستان گرماگرم را كجا قايم كرده بودي كه من جا خوردم آرام و جايم را زير پنجره جابجا كردم به سمت باد كه در اطاق در بسته نمي دانستم از كجا مي آمد بالا و پايين و مي چرخاند لباني را كه جاي جاي گ�تگوي صامتشان را دوست داشتند و گرماگرم �رصتهايي كه ن�س ن�س زدن تاريكيها را كوتاه تر مي كرد اين دستان گرم كه دوستشان داريم
No comments:
Post a Comment